پلان ِ ۱:
طرفای ِ ۱ شب اس ام اس میدی و میگی شکستن ِ دل من برات مثل آب خوردن شده , چن روزی میخوام تنها باشم , خوش باشی ..
- هیچی نمیگم .. سکوت میکنم ! دلم نمخواد به بحث و دلخوری و .. بکشه .
پلان ِ ۲:
پشت سر اس ام است چند تا اس ام اس میفرستم و دلیل میخوام .. تا قانعم کنی که چی شد ؟ چیکار کردم ؟ من دارم دل میشکنم یا تو ؟
عادت کردم به عقب نرم , گذشترو به حال نیارم .. کینه ای نباشم . آخه چرا اینجوری میکنی ؟
پلان ِ ۳:
… نداریم .
پ.ن: بعضی وقتها دلخوری های کوچیک جمع میشن و جمع میشن و باعث میشن یه جا که اصلاً انتظارشو نداریم ظهور کنن .
بارها بهت گفتم وقتی ازم دلخوری همون موقع بگو .. بگو تا بگم ! بگو تا دلیلشو بگم ! نه اینکه بخوام الکی قانعت کنم ها ! نه .. اگه دیدی بیخود میگم قبول نکن .. :-)
Audio clip: Adobe Flash Player (version 9 or above) is required to play this audio clip. Download the latest version here. You also need to have JavaScript enabled in your browser.
خوب ! اینجاست که باید گفت “کارد بخوره ِ به شکمم :|” عرض میکنم خدمتتون .
یهویی هو.س ِ حلوا میکنم و برای ِ اولین بار تصمیم میگیرم حلوا درست کنم , اونم منی که بخوان زجر روحی و جسمی و اینا بــِدن یا بخوان چیزی رو اعتراف کنم میبرنم پای ِ گاز میگن آشپزی کن :|
رفتم از گوگل غذای ِ نامبرده رو یافت کردم و یا علی گفتیم و حلوا حاضر شد و اینا :|
۲ساعت ِ تموم پای ِ گاز داشتم حلوا هم میزدم :| ۱ بشکه هم آب ریخته بودم توش .
آخرم انقدر دلربا شده بود که حیفم اومد بخورمش :| والا !
بعد حالا قیافه ِ مژده رو هنگام ِ خوندن [ این پست دافی نگار] خودتون تصور کنین دیگه :دی
این جمله ِ [دل به دل راه داره] رو شدیداً قبول دارم و با تمام وجود درکش کردم .
یهو میبینی نصف ِ شب یاد ِ فلانی می افتم و با حالت خمار گوشی رو از زیر بالش پیدا میکنم و یه چش بسته , یه چش باز اس میفرستم براش . بعد چن ثانیه بعدش جواب میاد که [وااای دیووونه ! مژی خدا خفت نکنه ! از کجا میدونستی دارم بهت فکر میکنم ! :دی]
منم دقیقاً این شکلی “:دی” از ابراز ِ احساسات ِ خالصانه ِ طرف !
یبارم میشه که از طرف کیلومتر ها دور ِ و من میفهمم که ازم دلخوره ! میفهمم که ۲ هفته ای میشه که سر ِ یه سوی ِ تفاهم از دستم ناراحت ِ ! آره .. دل به دل راه داره :-)