* از اون آدمهایی نیستم که با برنامه ریزی قبلی کاری رو انجام بدم ! معمولاً هم وقتی برنامه ریزی میکنم خود به خود برعکسش عمل میکنم ! مثلاً از یه هفته قبل با خودم تصمیم گرفتم که سه شنبه برم دنبال فلان کارم و از اون ورم برم بانک و پول بزارم به حسابم و یسری کارای دیگه ! تا آخر روز دوشنبه خوشحال و امیدوار از اینکه فردا طبق برنامه به یسری کارام خواهم رسید زرتی زد و تمام برنامه هام نقش بر آب شد :| .. هیچی دیگه ! به این نتیجه رسیدم که مژده خواهشاً برنامه ریزی نکن :| اوکی ؟

* الان که دارم یه نگاه سرسری به سال ۸۸ میندارم میبینم اصلاً برام به یاد موندنی نشد . یعنی بغیر از یکی دوتا اتفاق خوب بقیش رسماً آت و آشغال بودن :| ۸۹ ِ عزیز خواهشاً اینجوری با اعصاب و روان ما بازی نکنی ها یوخت :|

* یه کاغذ گذاشتم جلوم دونه دونه نوشتم که چند تا کار باید تحویل بدم :دی ۱۰ تا کار قبول کردم ! باید تا آخر سال هم همرو تحویل بدم . اعتماد به نفسو دارید که :دی

* چند شبی بود که موقع خواب رمان “پر پرواز” رو میخوندم . باید اعتراف کنم که واقعاً رمان بی نظیری بود .. جذاب , خوندی , غیر قابل پیشبینی و هیجانی و احساسی :دی .. پیشنهاد میکنم حتماً ِ حتماً دانلودش کنید . “اینی که من واسه دانلود گذاشتم نسخته ِ جاوا برای مبایله”  

* دلم یه آهنگ میخواست پر از احساس و کمی غمگین ! آهنگ شعله ِ شکسته از سعید رو دانلود کردم ! خیلی خیلی قشنگ و وصف حالم بود  

پ.ن:برای دوستانی که نسخه ِ PDF رمان “پر پرواز” رو خواسته بودن , آمادش کردم

نویسنده : مژده




پست های مرتبط: