کمی آن طرف تر

روز جهــانی کودک مبارکــــ

اما کمی آن طرف تر کودکانی هستند که نیازمند یاری ما هستند و کودکانی که چشم انتظار محبت تکـ تکـ ما ! “سایت محک

نویسنده:جمـع دختـرونه

 

 

 

چند توصـیه

سلام

مام گرفتار شدیم رفـــ …  !

دیگه از فردا باید یکی یکی پله های ترقی رو برم بالا و ازین چیزا … 

“اگه یک عدد مژده الاف را ۲۴ ساعت پای نت ندیدید تعجب نکنید ، زیرا در حال زیر و رو کردن علم و دانش میباشد  اِهِم … اِهِم !”

و اما توصیه همان یک عدد مژده به محصلین محترم :

- خواهـر من ، برادر من ، برو بچسب به درس و مَخشِت و مطمئن باش که هیچ چیز گران بها تر از علم و دانش و ترقی و .. نمیباشد !

بدان و آگاه باش که اگه شوما هِی فرت و فرت وبلاگــَت را آپدیت بکنی و درس را کنار بگذاری آخر سال این پست ها و نظراتت مانند وَحــی بر ورقه ات نازل نخواهد شد و تو را که (رویم به دیوار) مانند آن حیوان نجیب  در گل مانده ای ، کمک نخواهد کرد !!! پس از همین حالا بر دامن آن کتاب ها چنگـ بینداز و هی فِرت و فِرت آنها را بخوان ، جای اینکه اینجا بنشینی و من را بخوانی .. از من گفتن .

و اما پاسخ به آن دسته از دوستانی که خواستار بعضی از آموزش ها هستند :

  • جهت آموزش ساخت لینکدونی گودری شما را به دیدن این پست از وبلاگ دوستان عزیزمان “مِـستر افشین” جلب میکنیم .
  • جهت ساخت آیکون ایمیل (شبیه همون آیکونی که اون بقل هست و آدرس ایمیل “جمـع دختــرونه ” روش نوشته شده ) شما را به دیدن ”ایـــن” سایت جلب میکنیم .
  • جهت آموزش ساخت فــید / Feed برای وبلاگتان (مثلاً : http://feeds.feedburner.com/2khmal ) شما را به دیدن این پست در سایت دوست عزیزمان “یک فتــحی” جلب میکنیم .

و اما چند توصیه موزون به شما :

  • اگر جمعه بود و دلتان بسیار غَمباد گرفته بود ، شما را به شنیدن صدای دلنواز امید در “ایـــن” آلبومش جلب میکنیم .
  • اگر دلتان خیلی بیشتر گرفته بود و دنبال بهانه ای میگشتید تا مثل ابر بهار ببارید شما را به شنیدن “ایـــن” آهنگ جلب میکنیم .

و اما چند توصیه امنیتی :

  • شماره موبایل خودتان را هی فِرت و فِرت به هر کسی ندهید ! تا مثل من هی مجبور نشوید هر سال خط عوض بکنید ! همین امروز عصـر به طرز بسیار ماهرانه ای تمام آبا و جداد بنده در برابر دیدگان اینجانب حاضر شدند ! بس که من حرص خوردم .
  • تا جای ممکن آدرس وبلاگـ و سایت شخصیتان را به فک و فامیل ندهید ! از ما گفتن … (به علت داشتن دلایل متعدد و طاقت فرسا از گفتنشان منصرف میـــشویم !)

و اما دو خواهــش :

  • خواندن یک صفحه قرآن کار سخت و طاقت فرسایی نیست ، آن هم برای “ایـــن” جوان بیست و دو ساله که به دعای تک تک شما عزیزان نیازمند است ؛ آن هم این جوان پاک و معصوم ، این جوانی که قرار بود تا چند وقت دیگر لباس فارق التحصیلی پزشکی بپوشد ! آره … همون که تو دعای سحــر هم اسمشو آوردن و براش طلب دعا کردن …
  • میدانم که میدانی و یقین دارم که می آیی و میخوانی ، به نام دانیال که خدا حاکم من است و در برابر آنچه غیر اوست می ایستم و با صدایی برخاسته از حنجره زمینی فریاد سر میدهم که ای معشوق من ، عاشقانه میپرستمت … ! برای “ایـــن” آقای ِ کوچکــ هم دعا کنید ! برای این فرشته پاک الهــی دعا کنید … خدا رو قسم بدید به بزرگیش ، به عظمتش …

دیگــر توصیه ای نداریم   میتوانید بروید و به کارهایتان برسید !

نویسنده:مــژده

 

 

 

پرفسور بالتازا

با ورود به دانشگاه پرفسور بالتازا میشویم  

اول از همه اینو بگم که وقتی اولین روز وارد دانشگاه شدم و دیدم دیگه خبری از دوستای جون جونی نیس کلی دپرسیدم و کلی تاسف که ای کاش همه یه رشته بودیم و یه جا قبول میشدیم .

ولی این دانشگاه هر چی نداشته باشه لااقل مارو از دست اون اونیفورم خوشگل  و قوانین قشنگ مدرسه خلاص کرد .

 اصلا من نمیدونم این همه قوانین ریز و درشت واسه دانش آموز چیه ؟

مانتوش باید ۲سایز بزرگتر از خودش باشه ، از وسایل تزئینی و زیور آلات استفاده نکنن ، بچه های دبیرستانی دست به سر و صورتشون نزنن و خدایی نکرده یه مو از صورتشون کم نشه و …

درسته که دانش آموز باید تمام فکر و ذکرش درس باشه ولی وقتی اینهمه اونو تو منگنه میزارن اونم ناچارن زیر زیرکی این کارارو انجام میده و چند برابر فکرش مشغول میشه .

یادمه دبیرستان که بودیم معلم ریاضیمون یکی از بچه هایی که پای تخته رفته بود رو دیده بود که ناخن هاش بلنده و ازون به بعد همه بچه ها رو به خط کرد که ازین به بعد هر کی ناخن هاش بلند باشه سر کلاس راش نمیدم   

خلاصه که الان که دارم این دانش آموزا رو میبینم یاد اون زمانای خودمون میوفتم و یه یادش بخیری هم میگم  

زنده باد آزادی

نویسنده:معصومه