خسته و گرفته از ماشین پیاده شد , خرید هاش رو برد تو خونه و آروم اومد جلو و احوال پرسی کرد ! از اون کنار هم داشت بهش طعنه میزد و تیکه مینداخت و باز ساکت بود . خیلی عجیب بود ! صحنه عوش شد .. خانوم مسن ِ عینک دودی به چشم نزدیک و نردیک تر شد , چهره اش آشنا بود ! بدون هیچ مقاوتی داخل خونه شد . صحنه عوض شد .. خودم بودم و خودم .
+ بر گرفته از یک خواب !
ما آدمها خیلی بی رحم هستیم ! میدونی چرا !
حاضریم برای دل ِ خودمون هر کاری بکنیم , حتی بنویسیم , حتی بیایم و یه همچین مکانی رو درست بکنیم “برای راحـتی خودمون” ! بعد دیگه وفتی دلمون نخواست به راحـتی بگذریم و بریم ! بدون اینکه فکر دیگران باشیم !
خط بالا رو ننوشتم تا بگم خیلی بی رحم هستم !
خط بالا رو ننوشتم تا بگم میخوام برای همیشه برم !
خط بالا رو ننوشتم تا بگم دیگران برام مهم نیستن !
خط بالا رو نوشتم تا بگم .. دست خودمون نیست , مطمئنن هممون یه روزی خواهیم رفت , دیر یا زود ! [کسی هم منکرش نیست! درسته ؟] ! مهم اینک ِ بعد از رفتنمون برای بقیه کسایی که هنوز هستند خاطره ِ خوبی به جا گذاشته باشیم . خاطرات ما هستند که باعث میشن موندگار باشیم یا نباشیم .
…
پ.ن: ممنونم از دوستای خوبی که حتی تو بدترین شرایط هم تنهام نزاشتن و با کمک ها و از همه مهم تر روحیه دادن هاشون باعث شدن غم از دست دادن “فلش مموریم” رو کمتر احساس کنم .
پ.ن۲: یعنـی من شیفته ِ این دوستایی هستم که بندرو دستی دستی میندازن بیرون ! :دی ! یه استراحت کوتاه مدت خواهیم نمود , باز نمایان میشویم .
ممنون از کسایی که ایمیل زدند و نگرانی ِ خودشون رو ابراز کردند :-) هیچ مشکلی ندارم , خداحافظی هم نکردم ! فقط خواستم دلیل ِ آپ نکردن یا دیر آپ کردن اینجا رو گفته باشم که گویا مزخرف ترین راه رو انتخاب کردم :| !
الان کارد بزنی خونم در نمیاد .. تمام زحمت هام یک شبه دود شد رفت هوا !
فلش مموریم که حاوی تمام اطلاعاتم بود از بین رفت , تمام طرحام , تمام فایل ها و پی اس دی ها و .. ! نمیدونم باز بتونم از صفر شروع کنم یا نه .
پ.ن : میزنه ۳ونیم گیگ پر ولی هیچی نشون نمیده ! [هیدن نیست , تو یه پی سی دیگه امتحان کردم اونم سایزش رو میزنه ۳ونیم ولی هیچی نشون نمیده ! با نود و کسپر هم امتحان کردم ! اسکن کردم , با نرو نگاه کردم ! ولی هیچی ] اگه غیر از این راه ها راهی هست ممنون میشم بگید .