طرفای صبح بود وردپرسم به کل داغون شده بود ! یعنـی داغون هاااا . بعد از کلی تماس گرفتن و گفتن مشکل و اینها ما رو رسماً فرستادن دنبال نخود سیاه ! بعد دیدن الان من با یه کیسه نخود سایه باز برمیگردم رفتن درستش کردن :| ! بعد یه نیم ساعت نشده کل سایت فرت شد :| هیچی دیگه .. بهشون اشکال رو هم که میگی سر آدم داد میکشن !

من معمولاً تا جایی که بشه کوتاه میام ! دنبال دردسر نمیگردم و دلمم نمیخواد برا کسی دردسر ساز باشم ولی وقتی اینجوری حق آدمو هاپولی میکنن و یه دادم روش میکشن آدم دیگه اون روش بالا میاد .

یعنـی حاضر بودم قید هاست و وب رو بزنم ولی اون جناب (!) رو حالیش کنم که چطور باید با یه خانوم صحبت بکنه . واقعاً خیلی برام جالبه ! بهشون پول هم میدیم ! طلبکارم هستن :|

حالا بعد شبش داشتم با یکی از بچه ها صحبت میکردم و قضیه این دعوا و اینارو تعریف میکردم و میگفتم که آره دیگه کلی دعوام شد و داد کشیدم و اینا , برگشته میگه مژی اصلاً بهت نمیومد دادم بکشی !!! . منم دقیقاً این شکلی :| !

چرا واقعاً ؟ چرا به من نمیاد داد بکشم ! انتظار دارید وقتی اون آقای به ظاهر محترم سر من داد میکشه من بشینم گریه کنم ؟ خوب منم از حقم دفاع میکنم ! از اون دسته آدمهایی هستم که به این زودی ها عصبانی نمیشن ولی وقتی هم عصبانی بشن به این زودی ها خاموش نمیشن :| گفتم بدونین عصبانیم نکنید :دی

پ.ن :  ختم قرآن برای سلامتی یک وبلاگنویس !




پست های مرتبط: