دراز کشیدم و این
آهنگ رو گوش میکنم .. بعدم رادیو ِ گوشیم رو روشن میکنم و میزنم رادیو جوان !
تو حس و حال ِ خودمم که یهو یه خانوم زنگ میزنه و با حالت جیـــغ بنفش میگه با آقای کرمانی کار دارم ! منم دقیقاً این شکلی :| اَم . خانوم اشتباه گرفتید ! نود درجه چرخش میکنم که باز همون شماره زنگ میزنه ! اینبار از شدت ِ بنفشی ِ صدا کم شده ولی همچنان رساااااا با آقای کرمانی کار دارن . دیقیقاً ۶ بار زنگ زدند و بنده هم عین ۶ بار رو گفتم که اشتباه گرفتید خانوم محـترم :| ! نمیدونم این خانوم چه اصراری داشت که با خط من , با آقای کرمانی حرف بزن ِ :|
یه بار اومدیم کار فرهنگی بکنیم و رادیو گوش کنیم , اگه گذاشت این آقا کرمانی :| بی خیال رادیو میشم و میرم کتابم رو میارم و فصل ِ مورد نظر رو یافت میکنم به خودم هی تلقین میکنم که مژده این فصل انقدر قشنگـــه .. به به .. بخون :| “آیکون ِ خودمم”
کلاً هر چند وقت یبار هاپوییت بنده عود میکنه ! یعنی بعضی وقتها کار به خود درگیری هم میکشه :| نمیدونی که ..
نویسنده : مـژده
اکثر ِ دوست های صمیمیم کسایی هستن که تو دیدار اول با خودم میگفتم اصلاً طرف این نخواهم رفت و اصلاً رابطه ی دوستی باهاش نخواهم داشت و از این قبیل جمله ها.. ! بعضی مواقع هم بعدجور باهاشون مشکل پیدا میکردم و کار به درگیری لفظی و .. میکشید ! و بعد از زمان کوتاهی همون فرد میشد یکی از صمیمی ترین دوستام .
ولی خوب استثنا هم وجود داشت و دارد و خواهد داشت ! در یک جمله بخوام ساده بگم کسی هستم که خیلی به دوست و دوستی هام ارزش قائلم . و معمولاً هم بدترین ضربه هارو از دوست میخورم ..
دیشب رادیو ِ گوشیم رو روشن کردم و بی هیچ هدفی گوش میکردم که یه خانوم به برنامه زنگ زد و گفت از دوست متنفرم ! دوست تو زندگی من عامل بدبختی و بیچارگی من بود , به دلگرمی اینکه دوستم درس نمیخوند منم نمیخوندم و بعداً میدیدم بالاترین نمره رو همون دوستم گرفت ! یا زندگیم رو دوستم از هم پاشید و .. !
تو زندگی آدم خیلی ها به نام دوست قدم میزارن , یا موندگار میشن یا میرن و فقط رد ِ پایی از خودشون بجا میزارن . کاش این رد پاهایی که از خودمون به جا میزاریم بعدها باعث نشه اون طرف آهی از ته ِ دلش بکشه وهیچی برای گفتن نداشته باشه ..
[حذف شد !]
همیشه سعی کردم اگه کاری از دستم بر میاد از کسی دریغ نکنم , همیشه سعی کردم بهترین دوست باشم و همیشه سعی کردم یه دوستی باشم که بشه بهم تکیه کرد و باهاش به آرامش رسید .
بارها شده از خودم گذشتم تا اون به خواستش برسه , تا اون آروم بشه , بعضی موقعیت ها رو از دست دادم وقت به خاطر اون ..
خیلی سخت میشه گناه و اشتباه ِ یه بیگانرو بخشید , از اون سخت تر اینکه بخوای گناه و اشتباه کسی رو که روزی دوستت بوده رو ببخشی .. خیلی سخته !
پ.ن:به خودتون نگیرید ! با شوما نبودم . حتی شوما دوست عزیز :-)
پ.ن:شارژ ADSL رو به اتمامه . حوصله ِ شارژ و .. رو ندارم . اگه چند روز نبودم خوشحال نشید که از دستم راحت شدید :-)
نویسنده: مـژده
- با الان (۱ بامداد) میشه ۴ روز که دارم پشت سر هم این
ویدیو کلیپ و این
آهنگ امید رو نگاه و گوش میکنم . هر دفعه هم برام جذابیت دفعه ِ اول رو داره ..
تو گوشیم قسمت خواننده های ایرانی , امید یکی از کسایی هست که اکثر ِ آهنگ و کیلیپ هاشو دارم و آرشیو کردم و اکثراً هم تو مدیا پلیر در حال ِ پخشه ! درسته تو اکثر آهنگ هاش غربت و غم رو میشه خیلی واضح دید ؛ ولی همیشه با صداش آروم میشم .
- کلاً یه اخلاقی دارم و اونم اینکه وقتی اعصابم بهم ریختس به یکی که باهاش راحتم پناه میبرم .. امشبم نزدیک به ۳-۴ ساعت پای تلفن از هر چرت و پرتی که فکرش رو بکنید با اون دوست عزیز صحبت کردیم :-) آخرم به علت اصطحکاک بیش از اندازه ِ آرواره های دهان ِ هر دو نصف بیشتر صحبت هامون رو به یه وقت دیگه موکول کردیم :دی
- بعضی وقتها یه ِ جوری کارت گیر می اُفته که هر کاری میکنی نمیتونی سرش رو پیدا کنی و فقط با این دور ِ خودت چرخیدن هات باعث میشی این کلاف بیشتر به هم بپیچه و بیشتر به هم گره ِ بخوره ! الان یکی به من سر ِ کلاف رو نشون بده ..
نویسنده : مـژده