مروری بر خاطرات …
به رسم ادب … سلام !
زودتر از اونی که فکــرش رو میکردم برگشم … در واقع یه اتفاق باعث شد با مسئله ای که باهاش
رو به رو شدم ؛ کنار بیام …
ساعت ۳:۴۵ , جمــعه , نزدیکای عصــر ؛ لحظه لحظه خاطرات از جلوی چشمام میگذرن دوباره جمعه شد … دوباه دلتنگی سراغم اومد ! دوباره یاد گذشته افتادم و … !!!
کتابام رو نگاه میکنم , بعضی هاشونم یهو ورمیدارم و ورق میزنم … لای یکی از کتابام یه کاغذ کوچولو پیدا میکنم … تاریخ زدم ! ۲/۴/۸۶ ، یعنی ماله دو سال پیش …
اینو روش نوشته بودم :
من بدون اون میمیرم … امضا (فلانی)
و حالا امــروز بعد از ۲ سال :
” اتفاقی امــروز تو وبلاگ یکی از دوستان این متن رو دیدم … چقدر وصف حالم بود !!! “
{اندرو میتوس میگه ” بر آنچه دارید تمرکز کنید، از داشتن آن لذت ببریدو نگران از دست دادنش نباشید”
اگر بتونی خوشبختش کنی و از با تو بودن لذت ببره مطمئن باش هیچوقت از دستش نمیدی .
حالا یه سئوال : به فرضم یه روز نباشه ، چه کار میکنی ؟
- وااااااااای نهههههههه میمیرم. دیگه نفس نمیکشم . تا آخر عمرم تنها میمونم. اصلا فکرشم نمیتونم بکنم …
+ کافیه !!! پس مطمئن باش از دستش میدی
خدا واسه اینکه بهت ثابت کنه بدون اونم زنده میمونی ازت میگیرش
و مث همیشه زمان همه چی رو حل میکنه. یه مدتی میگذره فراموش میکنی … بعدم شایــــــــد یکی دیگه جاشو گرفت
این یه قانونه !!!
تا کنارت هست قدرشو بدون . کاری کن با تمام وجود احساس خوشبختی کنه ؛ تا هست آزارش نده ! }
مثل آبی که رو آتیش بریزن … مثل کبریتی که تو خرمن کاه بندازن !
از یه طرف آرووم شدم و از یه طرف … داغون !
پی نوشت :
۱-هیچ وقت نگید من بدون … نمیتونم زندگی کنم ؛ این بازی روزگاره … ازت میگیرتش تا بدونی بدون اون هم میتونی زندگی کنی !
۲-شنیدین میگن خاک سرده … فراموشی میاره !!! ( گفتم اگه نشنیدید ، بگم بشنوید ! )
۳- تقدیم به … ! ![]()
![]()
نویسنده:مــژده
