![]()
۱۰روز از فرجه مون گذشت و این جانب هنوز تصمیم نگرفته ام که از کدوم درس شروع کنم به خوندن !
جالبه….صبح ها واسه اینکه از خواب پا شدن به معنی شروع دوباره یه روزِ دیگه ست و طبیعتاً یه دانشجو خصوصاً در ایام فرجه و بلاخَص از نوع پزشکی باید درس بخونه
، خودمو به زور و هر قیمتی که شده خواب می کنم
تا شاید با گول زدن خودم از درس فرار کنم
. بعد از ناهار هم در صورتی که اصلاً خوابم نمیاد ولی چون بعد از ظهره و باید بخوابم دوباره می رم تو تخت و بعد از یه نیم ساعت بازیِ گیم های فوق تکراری گوشیم خوابم می بره و چشامو که وا می کنم تو اتاقم کاملاً تاریکه و ساعت حدود پنج عصر شده
!
بعدش هم که بعد از یه روز فوق سخت و طاقت فرسا– اگه تا حالا اینقدر خوابیدن رو تجربه کردین حتماً درک می کنین به زور و از ترسِ درس نخوندن خوابیدن !! یعنی چی ؟! – اصلاً دیگه حوصله هیچ چیزو ندارم و سر خودمو با برنامه های تی وی گرم می کنم
.
از اون جالب تر اینه که….گاهی هم که بچه ها اس ام اس میدن که ” بوی خر می دی ” و ” بابا بَسِتِه دیگه ” و از این جور حرفا ، در کمال پر رویی طوری جوابشون رو می دم که انگار از اون روز اَزَل هیچ گونه کم رویی و خجالت به بنده نرسیده
!!
و این چرخه ی نسبتاً تکراری – من از همون اول دبستان مخشامو موقع خوردن صبحونه می نوشتم – ادامه داشت تا ….تا دیشب که خواب دیدم امتاحانا شروع شده و من ِ خاک بر سر هیچی نخوندم
. مثه جن زده ها از کله ی صبح حیرون تو خونه می چرخیدم و آکنده از استرس و دلشوره بودم!!
و هنوز جالب تر اینکه بازم درس نخوندم . و زمان رو به اتمامه و من هر روز برنامه ریزی می کنم و هر روز هم مثه روزای قبل هیچی به هیچی
.
البته این داستان واسه من چندان هم تازه نیست و عادت کردم به ۲۰ ساعت مطالعه روز قبل از امتحان و اجرای فوت وفن هایی که باعث می شه به نمره ی دلخواهم برسم ! البته اینو هم بگم که این مدل تو دانشگاه هنوز جواب نداده و من هنوز امیدوارم که بالاخره تو دانشگاه هم جواب می ده
!
نویسنده : شبنم

۱۹ / ۱۰ / ۱۳۸۸در۶:۲۲ ب.ظ
با سلام . خیلی خوشحالم که از وبلاگ شما دیدن کردم . خوشحال میشم شما هم به وبلاگ من بیاد و نظر خودتونو راجع بهش بگید . منتظرم
در ضمن روش کسب درآمد جدیدی رو از اینترنت آموزش دادم که خیلی دردسرش کمتره از روشهای کلیکی . خوندنش ضرر نداره . یه سر بزنین
فعلا خدا حافظ
۱۹ / ۱۰ / ۱۳۸۸در۹:۵۵ ب.ظ
سلام


معمولا دخملهایی که ۱۰ روز از فرجشون گذشته و هنوز گیج میزنن جزو دخملهای خلن نه دختر های گی
وب جالبی دارین خوشحال میشم به وب من هم سری بزنید
موفق باشید
۱۹ / ۱۰ / ۱۳۸۸در۹:۵۶ ب.ظ
ببخشید دختر های گل – اشتباه تایپی بود
۱۹ / ۱۰ / ۱۳۸۸در۱۰:۳۴ ب.ظ
salam webet nazzy dary be man ham sar bezany ghol midi
۱۹ / ۱۰ / ۱۳۸۸در۱۱:۰۷ ب.ظ
۱۹ / ۱۰ / ۱۳۸۸در۱۱:۲۷ ب.ظ
منم فشرده خوندن قبل امتحان از تجربیات هم هست!ولی برای هر کسی جواب نمی ده!

۱۹ / ۱۰ / ۱۳۸۸در۱۱:۴۳ ب.ظ
به به چه خانم دکتری خورد به پستم می تونم اسمتو بپرسم؟؟!!آره دیگه شبنم خانم شما دکترین دیگه؟؟البته دکتر آینده
خوبه دیگه اینجا همه دکترن یدفعه ای یه کلینیک راه بندازیم!!چطوره؟؟راستی شبنم خانم سلام!!!
۲۰ / ۱۰ / ۱۳۸۸در۱۱:۵۶ ق.ظ
سلام بله کو لینک من !!!!!!!
ها!!!!!!!!!!!!!!!!۱
۲۰ / ۱۰ / ۱۳۸۸در۱:۰۴ ب.ظ
هیچ غمت نباشه

مهم اینه که بری ترم بالاتر!!!!!!
منم مثلا فردا امتحان دارم ولی خوب هنوز روی کتاب رو باز نکردم چون خیلی کتاب خفنیه و جزوه هم ندارم و تصمیم گرفتم نخونم!!!!
چرا خودم رو عذاب بدم اخرش اینه که برم جلو استاد کولی بازی در بیارم دیگه
البته هنوز من این روش رو خودم به شخصه امتحان نکردم ولی دوستان از جوابگویی این روش تعاریف بسیار نموده اند
راستی راه دیگری یافتی مارا نیز در زمره پیروانت قرار بده!!!!
بیا پیشم
.. .
۲۰ / ۱۰ / ۱۳۸۸در۳:۳۵ ب.ظ
————————-,((((^`/-
————————((((–(۶-/-
———————-,(((((-,,—-/
–,,,_————–,(((((–\”._–,’,;
-((((\\-,…——-,((((—\—-`,@)
-)))–;’—-`”‘”‘”"((((—(——´´
(((–\————(((——/
-))-|——-آپم-زود بیا—–|
((–|——–.——-’—–|
))–/—–_-’——`t—,.’)
(—|—y;—,-”"”"-./—/\–
)—/-.\–)-\———`/–/
—|.\—(-(———–\-\’
—||—–//———-\\’|
—||——//——-_\\’|ا
—||——-))—–|_\–||
—/_/—–|_/———-||
—`’”——————\_|
۲۰ / ۱۰ / ۱۳۸۸در۳:۴۷ ب.ظ
اصلاً انسان واسه شب امتحان آفریده شده و بس …
۲۰ / ۱۰ / ۱۳۸۸در۴:۲۷ ب.ظ
سلام شبنم جون
خدا بگم چیکارت کنه… کللللی خندیدم به این لحن نوشتاریت…
من هم امیدوارم به راه درست هدایت بشی و بشینی درس بخونی!!!!!
و توی امتحان ها هم حسابی موفق باشی عزیزم.
۲۰ / ۱۰ / ۱۳۸۸در۵:۲۹ ب.ظ
سین.لام.الف.میم
همه ی برو بچ درسخون اولش همینجوریان دیگه
۲۰ / ۱۰ / ۱۳۸۸در۸:۳۳ ب.ظ
به مژده:

همیشه باشی مژده بانو!
۲۰ / ۱۰ / ۱۳۸۸در۸:۵۴ ب.ظ
به نام ارام دلها
سلام رفیق
ببخشین شما برای پسرها کامنت میگذارین
من که دعوتتون کردم نیومدین
اشکال نداره رفیق
ما سنگ پای قزوینیم
بازم دعوت میکنیم
بیا پیش ما به نگاهی این دل خسته رو شاد کن
یا علی
۲۱ / ۱۰ / ۱۳۸۸در۱۰:۳۶ ق.ظ
این حکایت کلهم ما دانشجوهاس !
.
به مژده خانم سلام برسانید بگید : صحنه را دیدم !
.
کارهای گرافیکی فانتزی قشنگی دارید.
موفق باشی
۲۱ / ۱۰ / ۱۳۸۸در۲:۳۳ ب.ظ
اونقدر بدم میاد که ظهر بخوابم و بیدار بشم ببینم شب شده حس بدی بهم دست میده ……..البته اونقدر درگیرم که نمیشه بخوابم
۲۱ / ۱۰ / ۱۳۸۸در۲:۳۵ ب.ظ
ای وااااااااای بخون خوب .. چرا دیقه نودی هستی ؟ منم ترمای اخرم کاملا شب امتحانی شده بودم
ولی تو نکن این کارو دخمل ……………………..
۲۲ / ۱۰ / ۱۳۸۸در۱۲:۰۶ ب.ظ
او سلام خانوم مژی خانوم؟(خودم می دونم قدیمیه
)
یعنی گسسته(
)فقط شیمیو معارف مونده که اونارو هم که واسه داداشت خوراکه دیگه
.به قول یکی از دبیرامون اون دوتای دیگرو از روش بدون استفاده از دست حل می کنم مثل جون.البته همه امتحانام اینطوری بود به جز گسسته و حساب که اینارو دیکه کسی ادعا نمی تونه بکنه.

به به که چه هوای خوبیه می چسبه آبگوشت کوبیده!تنها ۲ امتحان دیگر باقیست…امروز شاخ فیلو شکستم
راستی… راستی….بابا…مژی دسینگر!!!خودتا به ما بنما بیا بریم سینما!!!
بگذریم…
دلم خیییلی تنگیده…زودی بیا
مژده:ایشالله گسسته و حسابم خوب خوب دادی ;) چه فیلمی ببینیم
۲۲ / ۱۰ / ۱۳۸۸در۱:۳۹ ب.ظ
ببینم قهرین؟چرا جواب نمی دین؟
مژده:نه بابا ! قهر کجا بود !!! سرم شلوغه فقط تائید میکنم :دی
۲۲ / ۱۰ / ۱۳۸۸در۶:۲۹ ب.ظ
اینم از اون سایت هاست
مژده:از کودوما !؟ :|
۲۲ / ۱۰ / ۱۳۸۸در۹:۳۵ ب.ظ
به نام ارام دلها
سلام رفیق
ممنونم که با نظرتونو منو به ادامه راه تشویق نمودین
خیلی مشوش شدم از حضور با طراوتتون
من بازم منتظر کامنت های بعدی میمونم رفیق
یا علی
۲۲ / ۱۰ / ۱۳۸۸در۱۱:۳۷ ب.ظ
ایشاالله که همیشه باشی

فعلا…
۲۲ / ۱۰ / ۱۳۸۸در۱۱:۴۰ ب.ظ
به قول شاعر:
;)
برقرار باشی همیشه
لب پاییزو نبوسی
موندنی باشی عزیزم
مهربون گلم نپوسی…
یهو یادم افتاد دلم نیومد نگم
دیگه خداحافظ
مژده:یه قشنگــــ
۲۳ / ۱۰ / ۱۳۸۸در۱:۱۵ ب.ظ
سلام.حرفی واسه گفتن ندارم به جاش چندتا اس واستون می خونم حال کنید
البته شاید شنیده باشید!!
آنکه تو را این همه زیبا کرد
کاش از روز ازل فکر دل ما می کرد
یا نمیداده به تو این همه زیبایی را
یا مرا در غم عشق تو شکیبا می کرد(بَ بَ)
دل به دلدار سپردن کار هر دلدار نیست
من به تو جان میسپارم دل که قابلدار نیست
یه گونی عشق تقدیم تو , عشقش واسه خودت گونیش واسه نون خوشگیاتون!!
از خدا می خوام ریسمان رفاقتمون هر روز پاره بشه تا با گره زدنش فاصلمون کمتر بشه!!
مژده:از اون جایی که اهل اس فرستادن از نوع شعر و جک و .. نیستم ! واسه همین نشنیده بودم :دی
۲۳ / ۱۰ / ۱۳۸۸در۳:۰۴ ب.ظ
جدی؟؟پس اس ام اس چی می فرستی؟تازه من جکامو ننوشتم;)
مژده:آروم بخندینا
ولی خوب بازم بعضی از بچه ها مارو از این جک و شعرها بی نصیب نمیزارن و هر از گاهی برام میفرستن :دی
۲۳ / ۱۰ / ۱۳۸۸در۷:۳۸ ب.ظ
هنوز دست اون دوستات درد نکنه که از این اسها واست می فرستن وگرنه…
۲۲ تومن خرج کنی واسه اینکه بدونی دوستت رفته بازار یا نه؟؟!!بابا خیییلی هَپی اید شما
مژده:=)) ما در روز هزار تومنی خرج توییت کردنمون میکنیم
۲۳ / ۱۰ / ۱۳۸۸در۸:۲۲ ب.ظ
به مژده بانو:
همین دیگه! از بس با دقت نمیخونی شدی داروساز! وگرنه میشدی «پرستار»! من پرستارم گلکم

چرا دعوا کنم؟ من خودم خیلی دوست داشتم داروسازی بخونم که!
۲۳ / ۱۰ / ۱۳۸۸در۸:۳۷ ب.ظ
پس شما خیلی خیلی باحالین
))شما که اینقدر علاقه دارین به دوستاتون که یکسره توییتشون می کنید,خونتونو ببرین پیش هم که این همه نخوایین پولای دَدِ زبون بسته رو حیف کنین:))))
دُدُست میگم یا نه؟;)
مژده:نه بابا ! اینجوری حالش بیشتره
اگه ماییم !!! تو یه آپارتمانم زندگی بکنیم بازم اسمون قط نمیشه :دی
۲۳ / ۱۰ / ۱۳۸۸در۹:۰۱ ب.ظ
آره مگه این اس ها بدرده نصف شبو ته شبو کلاً ۱۲ شب به بعد بدرد بخوره آخه میدونی ۱۲ به بعد اس ارزونتره از اون نظر می گم;)
)))))))
=))) (از این چشما!!)
مژده:نه بابا ! ثابت من که ر..ی…د…ه ! یه اس امروز میدی ! ۳ روز دیگه اعلام فایلدش میاد :| با ایرانسل اس میدم :دی ! اونم که فرقی به حالم نمیکنه
۲۳ / ۱۰ / ۱۳۸۸در۹:۱۱ ب.ظ
نه خطا کلا اینطور شدن,بدجوری قاطی کردن.واسه تو یکی می ره اونم سه روز بعد به جاش واسه من وقتی اس میدم یا واسم میاد یه دونه کامل میاد دوتا نصفه که اون دوتا هر کدوم نصفه های همون یه اس هستن.درکل دوتا میاد اگر بچسبونیشون بهم:))
مژده:واس من بعضی وقتها همون نثفه ها هم باز نصفشون میاد
۲۳ / ۱۰ / ۱۳۸۸در۹:۲۸ ب.ظ
البته بهترین کارو خودم کردم,تو هم اینکارو کن!!یه گوشی از این دو خطه ها گرفتم یه دونه هم که داشتم.توی اون دو خطه یه ایرانسل یه همراه اول اعتباری انداختم توی اون معمولیه هم ثابت.راحتو آسوده هر کدوم نفرستاد با اون یکی می فرستم!!به این میگن کلک رشتی:)))
مژده:خوو میخواستم این کارو بکنم ولی از اونجایی که گوشیم به جونم بستس نمیتونم عوضش کنم :دی (w910 :دی) ! واس همین ۲گوشیم :دی
۲۳ / ۱۰ / ۱۳۸۸در۹:۳۳ ب.ظ
راستی یادم رفت.شما زنا هم خوب ما مردارو می دوشین ها:))) بابا اون زبون بسته چه گناهی کرده که خرج اس های چی؟توییت؟توییتتونو بده؟؟
(پیر از پیریش نمی گه از سر گذشتش میگه!!:))) )
مژده:
به مــــن چه ! من از همون اولم گفتم .. من و دوستام باید در هر لحظه از هم خبر داشته باشیم
الهـــی معلومه خیلی دله پری از ما زنا دارید هاااااااااا
)))
۲۴ / ۱۰ / ۱۳۸۸در۱۲:۱۳ ب.ظ
خیییییییلی دلم پره داره سر ریز می شه:(((
بابا ۹۱۰!!!
منم گفتم که دو گوشی باش دیگه مثله خودم!!!
اِ اِ حالا که اینطوری شد منم ۸۵۰ دارم.البته الان دیگه عادی شده پارسال که گرفتم همه فقط تو کف اوتو روتاتش بودن بقیش دیگه بماند!!!
مژده:آره قشنگه ! ولی ۹۱۰ یچی دیگس ! :پــــــــی !
۲۴ / ۱۰ / ۱۳۸۸در۲:۱۴ ب.ظ
سلام دوسی
فاریا با داستان کاست فاریا و پریسا آپ دیت شده
اگه نخونی از دستت رفته
بدو عزیزم منتظرتمااااااااااااااااا


۲۴ / ۱۰ / ۱۳۸۸در۴:۴۱ ب.ظ
بانمک مینویسی.

۲۴ / ۱۰ / ۱۳۸۸در۸:۵۱ ب.ظ
اِ اِ نخیرم ماله تو قشنگه اما ۸۵۰ یه چیز دیگس!!! :پــــــــی
))))
مژده:دِ نه دِ ! ندیدی ! اوکازیون ! ویــو عالی .. ! نور گیر .. سونا و جکوزیوم داره یچی میگم یچی میشنوی !!!!
۲۴ / ۱۰ / ۱۳۸۸در۸:۵۹ ب.ظ
خودمونیما شما دخترا آخر محبتیت!!می دونی چرا؟یه خواهر دینی پارسال ولنتاین یه ساعت واسم گرفت هفتاد تومن,منم کلی شادمانی کردم,بعد که رفتیم من واسش بگیرم ۱۵۰ تومن با تخفیف ۱۳۸ تومن دادیم یه شاسخین(اِی که خدا از روی زمین ورت داره که انداختی تو دهن مردم!)که از دره اتاق تو نمی ره!!!فکر کنم الیاف طلا توش بود:))) (این فروشنده ها خیلی … اند!!می دونن چه کار کنن!)خلاصه از گوشم کشید بیرون بد!!:(((
من که از شماها در عجبم!!!:))
مژده:ما اینیم دیگه
۲۴ / ۱۰ / ۱۳۸۸در۱۱:۱۷ ب.ظ
اینجا کامنتدونیه یا چت بین تو و دادشیییییییییییییییییییییییییی؟
مژده:داداشی به ما لطف دارن .. تشریف میارن :دی مام که بیکار (!) میشینیم صوبت میکنیم ..
۲۵ / ۱۰ / ۱۳۸۸در۱:۴۱ ب.ظ
سلام
سعی کن میتونی
با روحیه ای که در تو سراغ دارم حتما میتونی
۲۶ / ۱۰ / ۱۳۸۸در۱۰:۵۴ ق.ظ
کسی از گربه های ایرانی خبر نداره …
بی راهه من منتظر عبور شماست …
۲۶ / ۱۰ / ۱۳۸۸در۲:۲۰ ب.ظ
سلام سلام دوباره آمدیم ما…
رفتم استخرو یه ۱۰ تومنی به جیب مبارک واریز نمودیم.البته خیلی روز بدی بود.تایم جمعه ها خیلی شلوغ می شه.دیشب هم یه عده ای متمدن(!!)ریخته بودن تو آب(به تمام معنا آبگوشت شده بود استخر:)) )
بالاخره امتحانا شرشون کنده شد
دیگه اینکه دیشب روز اول کاریم بود
آخر های تایم هم یه عده جوون دعواشون شدو جات خالی صندلی ما بیچاره رو بر سر مبارک یکدیگر حواله نمودندی و شکستندیدی و در آخر با دهان پر خون نظمیه آمدو آنهارو بردونندیو نم…ی:)))
جات خالی های زدن های زدن دکر همو عوض کردن:)))ما هم هی تشویق می کردیم:))
مژده:سعادت دیدن رانی هلوی زنده رو همه کسی ندارن ها
انقده غریق نجات دوس داشتم بشم :دی ولی دیگه قسمت نشد ! میگم ! این جور کارا سعادت میخواد که ما نداریم :دی
الان دکور شوما چه شکلی شده
))))
جام خالی واقعاً ..