اهم اهم ! :دی

چن روز پیش داشتم با یکی از بچه ها میحرفیدم ! حرف از آچپزی افتاد ! بعد همچــین با آب و تاب نشس واسم تعریف کرد که آهان .. جات خالی ، دیروز یه غذایی دُرُس کردم که بیا و بیین ! البته تعریف از خود نباشه و اینا .. منم که مجسمه ی غرور ! به تیریج قبام برخورد که ای خاکــ ! یه سال ازت کوچیکتره کلی غذا مزا بلده ! بعد تو به این گندگی فقط [شله زرد] بلدی :|

اصلاً من نِمدونم چرا تو زمینه آچپزی استعداد ندارم :| یعنی خوچم نمیاد :| نه که خوچم نیادا ! نه .. یعنی حسش نی ! :|دِ خُ حالا آروم بخند :|

بنده در فکـر آن آبروی بر فنا رفته بودم (اشاره به بی استعدادی اینجانب در آچپزی ! :| ) که ناگاه به سرمان زد که : مژی .. تو میتوووونی ! و اینگونه شد که دست و بالمان را ماهی ای نمودیم تا برگ زرینی به هنرهایمان اضافه بــِنُماییم ! اهم اهم ..

از اونجایی هم که خیلی دیر پسند هستم و آموزش آچپزی هر کسی رو هم قبول ندارم ! یهو به ذهنم رسید که تو [این پست مژی جون و یادداشت هاش] آموزش پخت ماهی رو داره ! :دی و خوچال رفتم و یه بار دیگه از اول تا آخــرش رو خوندم .. و بعد هم مواد لازم رو جمع کردم و مشغول شدم :دی

بماند که هر کار میکردم پوستش در نمیدومد و تموم جونمو ماهی ای کردم :| ! بماند که نصف گوشتهاش رو بر فنا دادم :| ! بماند که امشب پیشی های خیابون جشن گرفتن با اون همه گوشت اضافی ماهی :| ! بماند که به کل آچپزخونه پودر سوخاری ای شد :| ! بماند که انقد زیر شعلرو زیاد کرده بودم که در ثانیه های اول روغن جز جزش درومد :| ! بماند که واسه یه ماهی قد یه مهمونی ۲۰ نفره ظرف کثیف کردم :| ! بماند که الان دارم رسماً آبروریزی میکنم :)) )) …

مراحل انجام کار هم بدین شرح میباشد !

[یک - دو -سه - چهار - پنج - شش - هفت - هچت - نه] ..

پ.ن:به علت گچنگی فراوان ! عکس غذای سرو شده وجود خارجی ندارد :))

نویسنده:مـژده




پست های مرتبط: